Turkmensahra

  ترکمنصحرا

?????? ???? ???? "???? ???" ?? ??? ???? ??? ????? ? ??????? ????? ?????:
?? ?? ?????? ???? ? ?????????? ??? ???? ????????


گفتگو از: علي جهانگيري
گلشن مهر، شماره 12، 24 اسفند 78
وب سايت شاعر و روزنامه‌نگار فقيد نازمحمد پقه


از خودتان براي ما بگوييد؟

شناسنامه ام مي گويد زاده بهارم آن هم روز اول ماه فروردين و من مي دانم كه اين حرف شناسنامه دروغي بزرگ و سخني به گزاف است، به آن مأمور ثبت احوال هم مي گويم: آخر پدر آمرزيده اين زاده بهار كه تو نوشته اي بسيار دلش مي خواست كه 38 پاييز و 38 زمستان را بهار ببيند ولي نشد كه نشد. آن بهاري كه مشتاق ديدارش بودم نيامد و من شاعر خزان زاده شدم و بهاري بودنم را باور ندارم. در روستايي بزرگ شدم كه نامش شغال تپه است اما از شغالاني كه عصر ها براي تفريح به دل روستا مي آمدند و آزادانه گشتي مي زدند و با اهالي چاق سلامتي مي كردند، ديگر خبري نيست. از كارهاي دنيا ، چوپاني ، مغازه داري ، معلمي ، مربيگري فوتبال و .. را تجربه كرده ام.

تا به حال چه آثاري را به چاپ رسانده ايد؟

اولين مجموعه اشعارم را با نام ( سويچك بولسانگ .. ) به معناي (دوستم مي داري اگر ...) همزمان ب سالروز تولد مختوم قلي فراغي پدر شعر تركمن انتشار دادم. اين اثر شامل 100 قطعه رباعي برگزيده ام مي باشد اما اگر هزينه هاي چاپ و نشر اينچنين بالا نبود شايد اين مجموعه به 3 يا 4 جلد مي رسيد. علاوه بر اين به دليل علاقه ام به روستا مجموعه اشعاري را در حول و حوش مسائل روستا به نام باغ احساس كه كاري گرد آوري شده از آثار شاعران خوب كشور بود منشر كردم و اگر توفيق يار باشد. طي سال جديد كتابي تحت عنوان يادداشتهاي فصل گرم كه ترجمه مجموعه يادداشتهايي است از شاعر بلند مرتبه تركمنستاني كريم قربان نفس اف را به زير چاپ خواهيم برد. در كنار چاپ اين آثار به كار مطبوعاتي نيز مي پردازم. كار مطبوعاتي را با نشريات سازمان جهاد سازندگي و مجلات جهاد روستا و صالحين روستا آغاز كردم و چند سالي با روزنامه هاي ابرار و اخبار بعنوان خبرنگار هنري و گزارشگر قلم زدم. تا قبل از توقيف شدن روزنامه زن بعنوان خبرنگار ويژه اين نشريه در استان گلستان فعاليت مي كردم و ....

علل گرايش شما به ادبيات شعر چه بوده است و سبك و سياق شعر خود را چگونه ارزيابي مي كنيد؟

پدرم كه بخشي بود با آواز هايش و مادر بزرگم با قصه هايش مرا به سرزمين زيبا و خيال انگيز شعر بردند و من آنجا را موافق با روحيات خود يافتم و همانجا ماندگار شدم و ديگر هم قصد ندارم كه برگردم . از شما چه پنهان نمي توانم شعر براي من امكان حضور در جايي را فراهم مي كند كه در آن درد هست، هجران هست. حزن و غم شادي و هر چه از اين دست بسيار است و از همه چيز با شكوهتر در اين سرزمين حضور پر رنگ عشق است و اين عين زندگي است، من در اينجا هستم و خواهم بود وتكان هم نمي خورم اما در مورد سبك و سياق شعر خودم بهتر است كه ديگران در اين باره اظهار نظر كنند ولي نكته اي كه دراشعار خودم مي توانم بگويم گريز از قالب گفتن اشعار است من براي شعرم قالب نمي سازم و تجربه شخصي دارم كه هر شعر با قالبش مي آيد و اينچنين لست كه عروس زيباي شعر آن طور كه خود دلش مي خواهد و با آرايه هاي دلخواه خود از راه مي رسد و من اين را ترجيح مي دهم . بعد از سالها كار شعري قالب رباعي را كه در شعر تركمن نمونه هايي بسيار اندك دارد با ذوق خودم همراه مي بينم و طي چند سال اخير هر چه نوشتم ناخودآگاه در اين قالب جلوه كرد ولي قالب كلاسيك را با ويژگيهاي ثابت نمي توانم بپذيرم تازگيها هم نوعي ديگر از اشعار سايه به سايه با من مي آيد كه برخي از دوستا به آن هايكوي تركمني مي گويند و اگر اينطور باشد من بسيار خوشحالم.


جايگاه شعر تركمن را چگونه ارزيابي مي كنيد و تأثير فرهنگهاي هم جوار با قوم تركمن را بر اين اشعار چگونه مي بينيد ؟


فرهنگ ، ادبيات و شعر تركمن هميشه بر جايگاه شعر فارسي صحه گذاشته است و در اين ميان از يكديگر متأثر شده اند. برخي از خاورشناسان رباعي را برگرفته از نوعي شعر تركي مي دانند و از طرفي ديگر مختومقلي نيز در اشعار خود شخصاً از شاعران بزرگ پارسي همچون فردوسي ، حافظ ، سعدي و خيام نام برده است كه بهترين شاهد براي شناخت و همدم بودن او با اشعار بزرگان شعر فارسي است. در دهه اول انقلاب شاعران تركمن صحرا از جمهوري تركمنستان تأثير زيادي گرفتند و تا جايي پيش رفتند كه در برخي موارد تمايز شعر شاعران ايراني تركمن از آثار شعري شاعران جمهوري تركمنستان غير ممكن مي شد اما اين تقليد و تأثير كم كم رنگ باخت و اكنون شاعر تركمن صحرا زبان خاص خودش را پيدا كرده است و مي رود تا به مرز شكوفايي برسد. هر چند امروزه هم به شاعراني كه براي چند هزارمين بار تركيب هاي كهن را درشعر كلاسيك تركمن تكرار مي كنندو بر مي خوريم اما در چند سال اخير نسلي از جوانان پر شور پيدا شده اند. كه سعي در سنت شكني و ايجاد فضاهاي نو در شعر تركمن دارند. اين دسته از شاعران بدليل آشنايي با شعر امروز ايران و جهان توانسته اند تا حدود زيادي شعر تركمن را از حالت ركورد سابق در بياورند كه ترجمه اينگونه اشعار به مذاق اهل هنر و فارس زبانان خوش آمده است شابد در اين حركت فقدان نقد اصولي بر اشعار ارايه شده مي باشد. و به همين دليل گاهي ديده مي شود كه اين حركت جديد به دست جوانان نا آشنا به كژ راهه نيز رفته است ولي به شخصه معتقدم كه اين نوع شعر با حضور نمايندگان پر تلاش سير صعودي خود را طي خواهد كرد و آينده اي روشن براي شعر تركمن رقم خواهد زدو قالب هاي رايج در شعر تركمن امروزه بسيار متفاوت و متنوع است. از قالبهاي كلاسيك كه به قوشوق معروف است گرفته تا غزل و چهار پاره و رباعي و در سالهاي اخير اشعاري با سبك و سياق سپيد و آزاد نيز ارايه شده است.


در پايان به عنوان فردي كه سابقه مطبوعاتي و نسبتاً موفقي را داشته ايد از تأثير مطبوعات و كتاب بر رشد و اعتلاي فرهنگ جامعه بگوييد؟

مي دانيم كه در سبد خانوار ايراني جاي اندكي براي كتاب و مطبوعات در نظر گرفته شده است و اين براي كشوري مثل ايران با آن سابقه درخشان در تمدن و اين انقلاب فرهنگي عظيم ، خوب نيست به نظر من تا زماني كه ما نتوانيم مطالعه روزمره را در برنامه خانوار ايراني جاي بدهيم هر گونه فعاليت فرهنگي عقيم خواهد ماند و تا زماني كه نتوانيم فرهنگ مردم را بسازيم هر گونه فعاليت سياسي ، اقتصادي و اجتماعي نتيجه دلخواه را نخواهد يافت.
تيتراژ متوسط 2000 نسخه كتاب براي كشوري مثل ايران با 70 ميليون جمعيت پسنديده نيست ولي اينكه چه بايد كرد آن را بايد از مسوولان و كارشناسان فرهنگي پرسيد.



استفاده از مطالب اين سایت با ذکر منبع بلامانع مي باشد